|
The best of friendship |



امروز وظیفه ای که مدتهاست بر دوش دارم بر مقصد نهادم
امروز تکلیف آنکه سالهاست شعارش را میدهم به جا آوردم ... که باری ... مسلمانی که کاری نیست ٬ انسان باید بودن و ....
و دینم بر عالم فانی ... امروز من بر مرگ و فساد پیروز شدم و اکسیر همیشه زنده بودن را چشیدم
دیگر مجالم نیست برای عذاب وجدان آنچه میگفتم و عمل نمیکردم
و یک دین ...
آیا به راستی دین ما نسبت به انسانها کمتر از وظیفه مان نسبت به کرم هاست؟
هی فلانی ... می توان نفسی بود در گلوی دیگری... می توان قلبی بود در سینهء کودکی... و عشقی ... از اشک چشم مادری در انتظار ... و می توان خوراک کاملی بود برای کرم ها!!!
تو..!
کدام را انتخاب می کنی؟... نگران نباش! کرم ها گرسنه نمی مانند!
شاید ٬ هنوز به دنیا نیامده باشی ٬ شایدم فردا باشد ... چه کسی میداند؟
که کدام عنصر عشق ... خانه ی قلب پر از زخم منو سینه ی خونین تو را ... زندگی خواهد داد !
قلب من ... تولدت ... روزی ... بی من ... بر تو مبارک !
دوستان من اگر میخواهید اعضای بدن خود را پس از مرگ خود اهدا کنید به آدرس وبلاگ واحد فراهم آوری اعضای پیوندی مراجعه کنید به آدرس :
http://www.iran-ehda.com/signin/signup.asp
آخرين مطالب ارسالي