|
The best of friendship |


روزگار غریبی است نازنین ...
گاهی اوقات آدما به یه جایی میرسن که هیچی براشون مهم نیست. گاهی یه جوری میشن که انگار همه اومدن اونو اذیت کنن.گاهی آدما ناراحتن. گاهی دروغ میگن. گاهی عصبانین. گاهی دیوونه میشن و به همه چی ایراد میگیرن. گاهی از دروغاشون به عذاب وجدان دچار میشن. شبا به خودشون قول میدن دیگه کسی رو اذیت نکنن اما...
گاهی آدما از شدت غم و اندوه به مادر پدر خودشون لعنت میفرستن که چرا به دنیاشون آوردن. به خودشون میگن: خوش به حال فلانی ... چه بابای ریلکسی داره. چه ماشینی زیر پاشه . کاش منم میتونستم دماغمو عمل کنم!
نمیشه بهشونم ایراد گرفت. یا شعار داد اینا که خوشبختی نیست. اگرم بگیم فقط در حد همون شعار باقی میمونه. اما میشه گفت پایین تر از ما هم هست. میشه بیشتر فکر کرد. میشه خندید . میدونین اگه همه آدما واسه هر مشکلشون یه لبخند بزنن کلی بهانه واسه خندیدن هست.
نمیخوام ادای بابابزرگارو درارم اما من همه اینا رو حس کردم... عشق.نفرت.دروغ.لذت.ترس.خیانت.پایداری.... مرگ... و حتی زندگی!
کلا آدم کم میاره.... اینجور موقعها آدم فقط یاد جمله تاریخی شاملو میفته :
روزگار غریبی است نازنین!!
آخرين مطالب ارسالي